پاسخی به دایرۀ المعارف کمبریج*
دکترغلامرضا وطندوست
پس از خروج نیروهای آمریکا از جنوبشرق آسیا و سیاست ویتنامیسازی نیکسون، زمانی که جنگ ویتنام رو به پایان بود، پژوهشی که توسط مؤسسه معتبر بروکینگز انجام شد پیشبینی کرد که خاورمیانه ناگزیر به کانون جدید تنش جهانی، بستر بحرانها و نقطه تمرکز رقابت دو قطب قدرت تبدیل خواهد شد. تحلیلگران سیاسی، ضمن تأیید ضمنی این دیدگاه، به منازعه اعراب و اسرائیل بهعنوان محتملترین عرصه بحران در جهان چشم دوختند.اما زمانی که در اکتبر ۱۹۷۳ اعراب توانستند حملهای غافلگیرانه علیه سرزمینهایی انجام دهند که اسرائیل در جنگ ششروزه ژوئن ۱۹۶۷ اشغال کرده بود، نه ایالات متحده و نه سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل قادر به پیشبینی آن نبودند.
آنان هرگز تصور نمیکردند که اعراب بتوانند طی کمتر از یک دهه از خسارات سنگین جنگ ۱۹۶۷ بهبود یابند. افسانه شکستناپذیری اسرائیل شکسته شد. آمریکا دریافت که نمیتواند نسبت به اسرائیل بیتفاوت بماند و از این پس اسرائیل از کمکهای آشکار و پنهان بیشتری از سوی آمریکا و لابیهای حامی خود بهرهمند شد.تسلیح ایران در دهه ۱۹۷۰ خطری برای اسرائیل یا منافع آمریکا در خاورمیانه نبود، زیرا ایران «جزیره ثبات» بهشمار میرفت و شاه برای ایفای نقش «ژاندارم خلیج فارس» تربیت شده بود. هیچ کشوری جرئت به چالش کشیدن نفوذ ایران را نداشت.
حتی عراق با امضای قرارداد الجزایردر۱۹۷۵ با ایران به توافق رسید. با حمایت نظامی و تأیید ضمنی آمریکا، حاکمیت ایران در خلیج فارس یک واقعیت شناخته شده بود و هیچکس نام تاریخی خلیج فارس را زیر سؤال نمیبرد.
«سینوس پرسیکوس» همانگونه که اراتوستن (۲۲۰ پیش از میلاد)، و سپس هیپارخوس (۱۵۰ پیش از میلاد)، استرابو (۲۰۰ میلادی) و بطلمیوس (۱۵۰ میلادی) ثبت کردهاند، امری غیرقابل انکار بود.
اما انقلاب اسلامی۱۹۷۹ در ایران صحنه سیاسی منطقه و توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر داد. اسرائیل اکنون با دشمنان بالقوه احاطه شده بود و ترس از گسترش بنیادگرایی اسلامی بیش از هر زمان دیگر واقعی به نظر میرسید. در نتیجه یک انحراف لازم بود.
ایران و عراق وارد جنگی هشتساله شدند و عراق ـ که تا پیش از آن در فهرست سیاه آمریکا قرار داشت ـ از کمکهای سخاوتمندانه تسلیحاتی آمریکا بهرهمند شد.
سپس جهان شاهد حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بود؛ به بهانه حفاظت از نفتکشهای کویتی. بار دیگر آمریکا حضور خود را با سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران و به قتل رساندن صدها غیرنظامی نشان داد.
با حمله عراق به کویت، آمریکا و متحدانش این بار برای تنبیه صدام ـ که در طول جنگ ایران و عراق از او حمایت کرده بودند ـ وارد صحنه شدند. با خروج عراق از کویت و تحریمهای شدید علیه آن، خاورمیانه دوباره بهسوی آرامش نسبی و احتمال همگرایی منطقهای در حرکت بود. چه مسائلی میتوانست برای ایجاد تنش مطرح شود؟ مسائلی همچون جزایر خلیج فارس، «بنیادگرایی»، «کمربند سبز» یا تداوم اختلافات کوچک همچون جدل بر سر نام خلیج فارس یا «خلیج عربی»؛ موضوعی که امروز شاهد آنیم.
آیا میتوان اجازه داد نام یک آبراهه بینالمللی بنا به خواست چند دولت که اغلب کمتر از چند دهه از استقلالشان میگذرد تغییر کند؟ آیا محافل علمی و دانشگاههای معتبر میتوانند به دلیل مصلحت یا دریافت کمکهای مالی، برخلاف واقعیات تاریخی و جغرافیایی و معیارهایعلمی خود عمل کنند؟
اسناد بریتانیایی موجود درباره خلیج فارس چنان فراوان است که هیچ تردیدی درباره مشروعیت تاریخی این نام باقی نمیگذارد. اسناد وزارت خارجه بریتانیا در آرشیو «کیو گاردنز»، شامل میلیونها صفحه از اوایل قرن نوزدهم تا ۱۹۶۷، همگی از نام تاریخی «خلیج فارس» استفاده کردهاند.
خلیج فارس آبراههای نیمهمحصور است به طول حدود ۸۰۰ کیلومتر میان ایران در شمال و شبهجزیره عربستان در جنوب. این خلیج از تنگه هرمز به دریای عمان و از آنجا به اقیانوس هند متصل میشود. کشف نفت در سواحل شمالی و جنوبی آن، خلیج فارس را در قرن بیستم به آبراههای بسیار مهم و حساس بدل کرد.
از قرنها پیش، تمدنهای بینالنهرین در سده هفتم پیش از میلاد در این آبها دریانوردی میکردند. با قدرتگیری هخامنشیان، ناوبری بخشی از سیاست توسعهطلبانه آنان بود.پیش از حمله پرتغالیها، آلبویه بر سواحل جنوب ایران و خلیج فارس سیطره کامل یافتند و بحرین را ضمیمه ایران کردند. پس از آنان سلجوقیان کرمان بر نیروی دریایی خود افزودند و تجارت خود را در سراسر خلیج فارس گسترش دادند.
پرتغالیها نخستین اروپاییانی بودند که وارد خلیج فارس شدند و تا مدتها رقیب جدی نداشتند. آلفونسو د آلبوکرک پس از تسلط بر تنگه هرمز، از تمامی کشتیهای غیرپرتغالی حق عبور مطالبه کرد. اما سلطه پرتغالیها با ورود دو رقیب جدید به چالش کشیده شد: انگلیس و هلند.
در قرن شانزدهم، با تأسیس شرکتهای هند شرقی انگلیس و هلند، آنان خواستار نفوذ در خلیج فارس شدند و با صفویان، بهویژه شاهعباس، وارد مذاکره شدند. با توافق شاهعباس، شاخهای از شرکت هند شرقی در جاسک ایجاد شد. انگلیسیها با تأیید ضمنی ایران، پرتغالیها را از هرمز بیرون راندند. بندرعباس به مرکز اصلی تجارت تحت نظارت شرکت انگلیس تبدیل شد.
هلندیها نیز رقیب بودند اما نیروی دریایی انگلیس برتر بود.در قرن هجدهم، نادرشاه با هدف تقویت نیروی دریایی، جزایر مسقط و بحرین را فتح کرد و کارگاههای کشتیسازی در بوشهر و بندرعباس بنا شد.
در قرن نوزدهم، رقابت بریتانیا و فرانسه بر سر هند به خلیج فارس کشیده شد. با عقبنشینی فرانسه، بریتانیا نفوذ خود را تقویت کرد و با بهانه مبارزه با بردهداری و دزدی دریایی، قدرت خود را گسترش داد. بعدها روسها و آلمانیها نیز وارد رقابت شدند و صدها سند با مهر محرمانه، نگرانی انگلیس از نفوذ روسیه را نشان میدهد.
با امتیاز دارسی در ۱۹۰۱ و کشف نفت در ۱۹۰۸، اهمیت ایران و خلیج فارس برای بریتانیا دوچندان شد. در جنگ جهانی اول، سیاست بریتانیا آشکارا توسعهطلبانه بود. آنان با توطئه و تحریک، جهان عرب را از امپراتوری عثمانی جدا کردند؛ نقش «لورنس عربستان» در این روند مشهور است.پس از جنگ جهانی دوم، با اوجگیری ناسیونالیسم عربی در مصر و عراق، گهگاه تعبیر «خلیج عربی» از سوی رهبران این کشورها بیان میشد؛ اما این شعارها هرگز نتوانست جهان عرب را متحد کند و تلاش برای تغییر نام خلیج فارس ناکام ماند.
اسناد موجود نشان میدهد تا سال ۱۹۶۲ هیچ تردیدی درباره نام «خلیج فارس» در اسناد عربی وجود نداشت و کتابهای درسی عربی نیز همین نام را بهکار میبردند.
اما با خروج تدریجی بریتانیا از منطقه در دهههای۶۰ و ۷۰، برخی رهبران عرب نام تاریخی را تغییر دادند؛ روندی که پس از انقلاب اسلامی در سال۱۹۷۹ میلادی و حمایت اعراب از عراق شدت یافت. عراق حتی استان خوزستان را «عربستان» نامید. اما پس از حمله عراق به کویت، فضای سیاسی تغییر کرد و دولتهای عرب محتاطتر شدند.
اگر خاورمیانه و بهویژه کشورهای خلیج فارس امید دارند بهسوی همگرایی حرکت کنند، ضروری است احترام متقابل به واقعیات تاریخی، فرهنگی و ملی رعایت شود. زمانی که اسرائیل کوشید «خلیج عقبه» را در سازمان ملل «خلیج ایلات» بنامد، هر ۲۲ کشور عربی اعتراض کردند و اسرائیل عقبنشینی کرد.با اینحال، با وجود تأیید مکرر سازمان ملل بر نام تاریخی «خلیج فارس»، چهار کشور عرب همچنان بر تغییر نام اصرار دارند. تأسفبارتر آنکه برخی دانشگاههای معتبر نیز تحت فشار، خلاف استانداردهای علمی عمل میکنند.
پانویس
*Gholam R. Vatandoust, In Defense of the Persian Gulf: A Response to the Cambridge Encyclopedia, The Iranian J.of int’l Affairs, vol.IX,NO.۴ winter ۱۹۹۷/۹۸
شما چه نظری دارید؟